كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )
33
سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )
بكنند . عربهاى بوشهر مىخواستند ، به من اطمينان بدهند ، كه اين جزيرهء كوچك تقريبا در وسط جزيرهء راس بردستان و بحرين قرار دارد . بالاخره عصر روز چهارم فوريهء 1765 به بوشهر رسيديم . چون مدخل اين بندر خيلى تنگ است و كشتى بزرگ ما بدون يك كشتى يدككش قادر به نزديك شدن به بندر نيست ، تقريبا با فاصلهء دو ميل آلمانى ، در غرب شهر ، لنگر انداختيم . بلافاصله پس از ورودمان ، خبر يك انگليسى ، به نام ساترلند « 1 » ، كه فرماندهى يك كشتى بنگالى را داشت ، به ما رسيد . ما او را روز بيست و ششم ماه پيش در جزيرهء سرى ، پس از اينكه شش روز از حركت او از بوشهر مىگذشت ، ديده بوديم . او همراه دو سكاندارش و يك قايقران اروپايى بود . از ملوانان يكى از مانيلا بود و بقيه همه هندى بودند . هندىها طبيعتا خيلى ترسو هستند ، اما از فرماندهانشان اطاعت مىكنند . انگليسىها از آنها در هندوستان ، در همه كشتىهايشان ، كه فقط از بندرى به بندر ديگر مىروند و يا به خليج عربى و خليج فارس مىروند ، استفاده مىكنند . چون بيشتر اين ملوانان كاتوليكهاى هندى و يا به عبارت ديگر ، هندى پرتقالى هستند ، بايستى بقيه و حتى خود انگليسىها آنقدر پرتقالى ياد بگيرند ، كه بتوانند به اين زبان فرمان بدهند يا فرمان ببرند . ضمنا كسى به اين مسئله فكر نمىكند ، كه مليت ملوانان چيست و يا آنها چه مذهبى دارند و يا با خودشان به چه زبانى صحبت مىكنند . چون هنوز پيش نيامده است ، كه آنها عليه صاحبان كشتىها بشورند . ساترلند در سفر دريايى خود و در بصره آنقدر از كاركنانش را از دست داده بود ، كه مجبور شده بود بهجاى آنها دوازده ملوان عرب استخدام بكند . مسلمانها عادت دارند ، كه همدينانشان با آنها با ملايمت رفتار بكنند . بين اربابهاى كوچك سواحل خليج فارس و خليج فارس هميشه جنگ است . از اينروى ملوانان اين حوزه شجاعتر از ملوانان
--> ( 1 ) . Sutherland